می‌دونی از یاد نرفتنی‌ترین سکانسی که دیدم چیه؟

صورت دختر رو به دوربین بود، با فاصله‌ی کم.
دوربین رو انگار کاشته بودن بین سینه‌های دختره.
چشم‌هاش گاهی باز می‌شد و به دوربین نگاه می‌کرد و گاهی بسته بود، در آرامش مطلق.
رنگ غالب قرمز و زرد کم رنگ بود. انگاری دور دوربین یک پارچه‌ی رنگی انداخته باشن و یک پنجره‌ی پر نور بیرون از کادر این رنگ‌ها رو درست کرده باشه.
تنفس آروم ِ دختر، کلمه‌های یواشی که می‌گفت و صدای ساییده شدن دست به پوست بدن موزیک متن‌ش بود.
و شاهکار سکانس، لبخند دختره بود. ترجمه‌ی جسمانی ِ عشق و خواستن.

عمیقاً برات متاسفم. تو هیچ‌وقت نمی‌تونی این سکانس رو ببینی!

5 دیدگاه »

  1. نازلی گفت,

    می 10, 2008 @ 1:26 ب.ظ

    فیلم هندی بوده؟

  2. Pouya گفت,

    می 10, 2008 @ 1:33 ب.ظ

    با سلام اگه افتخار بدین و با سایت فارسی موبایل تبادل لینک کنید خوش حال میشم در صورت تمایل عنوان مورد نظر را به ایمیل ارسال کنید تا این تعامل صورت گیرد با تشکر فراوان

    اینم ای دی یاهو: far30mobile

  3. alibi گفت,

    می 10, 2008 @ 2:29 ب.ظ

    محشر بود

  4. Pouya گفت,

    می 10, 2008 @ 6:46 ب.ظ

    با سلام اگر افتخار بدین و با سایت من تبادل لینک کنید ممنون میشم در صورت تمایل عنوان مورد نطر را برای من بفرستید تا این تعامل صورت گیرد با تشکر

  5. نازلی گفت,

    می 16, 2008 @ 10:22 ق.ظ

    هی بوکی، می بینم که ملت از دسرشون بهت تعارف می کنن. مهم شدی :ی

RSS feed for comments on this post

یک نظر بنویسید