بازی من همین‌جوری همش دوست دارم خودافشاگری کنم و چ…

بازی

من همین‌جوری همش دوست دارم خودافشاگری کنم و چهره‌ای را که از خودم این‌جا ساختم خراب کنم، خدا را شکر بهانه‌اش جور شد! مرسی از چندگانه‌‌ی عزیز، فیبی پر هیاهوی عزیز و نوشته های اتوبوسی عزیز (بازگشت غرورآفرینت به وبلاگستان مبارک آبجی!)

  1. فوق‌العاده هپلی، شلخته و تنبل هستم. تنها اگر بعدِ ماهی با کسی قرار داشته باشم مسواک می‌زنم و اصلاح می‌کنم.
  2. در مواجهه با نود ونه درصد آدم‌ها، در حد مرگ کم حرف می‌زنم. اصولاً روابط اجتماعیم در حد لیگ دسته سوم ماداگاسکاره .
  3. به دو دسته از وبلاگ‌ها حساسیت دارم، اول وبلاگ دانشجوهای سابقاً شریفی که حالا مشغول تحصیل در خارج از ایران هستند (به علت حسودی) و دوم وبلاگ‌های خوابگرد و رفقاش (به علت احساس پدرخواندگی و اون نگاه خشکِ مطلق فسیل‌شده‌شون به ادبیات).
  4. منبع متحرکی از انواع افکار متضاد هستم. امکان نداره بتونم جمله‌ای را در جمع بیان کنم بدون این‌که اولش یک “من فکر می‌کنم” یا “به نظر من” اضافه نکنم.
  5. از وبلاگ‌هایی مثل وبلاگ خودم بدم میاد. عاشق وبلاگ‌هایی هستم که از زندگی شخصی‌شون می‌نویسند.

الان چک کردم دیدم تقریباً همه کسایی که دوست داشتم ازشون بخونم، دعوت شدن و نوشتن (حتی این میترا)، شرمنده‌ی قسمت دوم بازی شدم.


پی‌نوشت 1. چرا مقدمه‌ی اغلب وبلاگ‌ها برای شروع بازی این‌طوری‌ست: “با این‌که اهلش نیستم اما چون فلانی از من خواسته می‌نویسم”؟
پی‌نوشت 2. پنج‌تایی یک پنجره را خوندید؟
پی‌نوشت 3. مسنجرم کمی تا قسمتی ریپ می‌زنه. اگر جواب آف ندادم یا وسط چت کردن کس دیگه‌ای گوشی را برداشت معنیش این نیست که خیلی بی‌فرهنگم. باور کنید روابط اجتماعیم در دنیای مجازی اِنقدرها هم فاجعه نیست!

یک نظر بنویسید